عبد الله قطب بن محيى

65

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

خود درمىآورند . و گروهى آنانند كه از آفريده گذشته‌اند ، و به آفرينش رسيده‌اند ، بدانسته‌اند كه جهان را با اين نظام و تركيب و منهاج و ترتيب ناچار خداوندى است كه آن را آفريده و سراسر آنچه به نظر مىآيد ، صنع او است و دست درازى به آن نكرده‌اند و انتظار كشيده تا از جانب خداوند جهان ، آينده‌اى بيايد و نصيب ايشان از جهان تعيين كند و بخش هركس مقرر كند و چون آن آينده على ذكره الصلاة و السلام آمده و نصيب هركس تعيين كرده و حدود حلال و حرام به اذن خداوند جهان عزّ سبحانه نهاده ، به ادب و وقار و سكينه و قرار ، دست به سوى نصيب خود برده‌اند و آن را به حضور دل و جمعيّت خاطر تناول كرده و احسان خداوند سبحانه بر خود اوّلا در آفرينش آن و ثانيا در اذن دادن كه ايشان آن را تصرف كنند بدانسته و بشناخته و شكر منعم بجاى آورده و به تعظيم و تبجيل و خدمت و عبادت او فراخور طاقت خود و لايق حال خويش ايستادگى نموده . و گروهى آنانند كه از آفريده و آفرينش هر دو بگذشته‌اند و به آفريدگار رسيده ، باز وقت افتاده‌اند كه آن‌كس كه صنع او چنين لطيف و حكيم است و آفريدهء او چنين با نظام و متين ، او در ذات خويش چگونه باشد و جمال و جلال او در چه مرتبه و نزد تنبّه مر اين معنى از مهبّ رياح اصطفا بادى وزيده و گوشهء حجاب برداشته ، اگرچه فى الحال باز فروگذاشته و نزد آن خطفهء لطيفه بارقه‌اى از بوارق جلال و شارقه‌اى از شوارق جمال الهى جهيدن و نمودن گرفته و دل ايشان را ربوده ، در درياى محبت ايشان را غوطه داده و از لوث اكوان پاك كرده ، اين‌ها عالىهمتانند و اهل محبت‌اند و مقرّبانند و عباداللّه‌اند و اهل درجاتند . و طايفه‌اى كه پيشتر گفتيم عباداند و ابراراند و اصحاب يمين‌اند ؛ و طايفهء اوّل فجّاراند و اصحاب شمال‌اند . اكنون وليّم ايده اللّه تعالى ، كوشش كند و جهد نمايد و همت عالى دارد كه مگر از مقرّبان گردد و اگر از آن پايه فرود آيد ، از اصحاب يمين و عياذا باللّه ثم عياذا باللّه ، از